<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سنگ پشت</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/</link>
<description>ادبی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 05 Nov 2009 15:41:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نگاهي به شعرهاي مزدك پنجه‌اي </title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-472.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;چالش زبان در نثروارگي&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=textLead align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT: bold 12px Tahoma; COLOR: #005&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100921844231&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جام جم آن لاین- میثم متاجی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;:&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;«چوپان كلمات» اولين كتاب شعر مزدك پنجه‌اي، شاعر جوان گيلاني است كه در 70 صفحه توسط نشر ايليا شهريور 1388 به بازار كتاب عرضه شده است. 25 شعر ارائه شده در اين كتاب در دو دفتر با نام‌هاي «سنگ پشت» و «چوپان كلمات» جمع‌آوري شده‌اند. &lt;/DIV&gt;
&lt;P class=textImageFrame align=center&gt;&lt;IMG class=textImage src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/08/13/100921786060.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;براستي چه زمان مي‌توان گفت اثري تبديل به شعر شده است؟ آيا عناصر و ويژگي‌هاي خاصي براي شاعرانگي قابل تعريف است؟ به طور مثال اگر تخيل را يكي از خصوصيات شعر بدانيم آيا تخيل به تنهايي مي‌تواند متني را به شعر مبدل كند؟ جواب خير است چون متون زيادي وجود دارند كه مخيل‌اند اما لزوما شعر نيستند و مي‌توان داستان‌هاي بسياري را يافت كه از اين دسته‌اند. پس اگر شعر از مجموعه چند ويژگي از جمله تخيل، عاطفه و احساس، موسيقي در كلام و ايجاد كليتي شاعرانه و خصوصيات ديگر تشكيل شده باشد، متني را مي‌توان شعر ناميد كه حاوي اين ويژگي نه به طور كامل بلكه به شكل حداكثري باشد. البته اين نكته غير تئوريك را نيز مي‌توان مطرح كرد (اگر چه از سبقه‌اي تئوريك در ذهن شكل مي‌گيرد) كه يك شعرخوان و آشنا با شعر (و اين مي‌تواند شامل تمامي مخاطبان باشد)‌ وقتي اولين بار با اثري برخورد مي‌كند، بدون هيچ‌گونه پيش‌داشتي آنچه درمي‌يابد شاعرانگي است. اگر شعريت در متن وجود داشته باشد مخاطب بي‌مقدمه مي‌پذيرد كه با يك اثر شعري روبه‌روست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;اشعار دو دفتر اين مجموعه به شكل مجزا قابل بررسي هستند. دفتر اول شامل تجربه‌هاي خوبي در شاعرانگي است. مزدك پنجه‌اي مانند همه شاعران به زندگي مي‌پردازد. به دغدغه‌هاي انساني از عشق گرفته تا طبيعت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;«آنقدر خسته‌ام مي‌كني/ تا پشيمان شوم/ چرا گفته‌ام دوستت دارم/ فراموش مي‌كنم/ براي چه بادها را دوست داشتم/ آنقدر تو مي‌شوم گاهي/ كه چندين صفحه از يك كتاب را ورق مي‌زنم/ در انتها/ مي‌بينم تو مانده‌اي و اين همه واژه تنها.( »ص18)‌&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;راوي در اين سطرها معشوقه‌اش را به باد تشبيه مي‌كند كه خصلت روندگي و ورق زدن دارد. برگ‌هايي كه ورق مي‌خورند از جنس زندگي‌اند كه در نهايت يادي از معشوق مي‌ماند و تنهايي منتشر شده‌اي كه در هر دو باقي است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;«از ياد بردم/ آمده بودم/ براي گلدان خانه گل ببرم/ از بوي پيراهنت/ عشق ورزيدي/ بهار نشانم دادي/ پاييز خانه از خاطرم رفت.( »ص17)‌ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;عشق در اين سطرها نقش سحرانگيزي دارد و راوي هر آنچه در سر داشت را از ياد مي‌برد. اگر چه تقابل دوگانه بهار و پاييز حضور دارد و به شكلي سنتي پرداخت مي‌شود، اما ديگر در مفهوم ياس و اميد كه سابقه زيادي در ادبيات فارسي دارند استفاده نشده و ممزوج با تغزل مي‌شوند. نبايد فراموش كنيم شاعر كماكان به مقوله عشق نگاهي تازه ندارد و تنها در ساختار شعر اجزاي تازه‌تري را كنار هم قرار مي‌دهد كه منجر به كليتي نو نمي‌شود. يكي از نكاتي كه درباره بسياري از شاعران امروز مطرح مي‌شود، اين است كه آثارشان در فرم و ساختمان دچار تازگي است اما نگره شاعر به عشق، همان نگره شاعران قرون قبل است. پس موضوع اصلي داشتن دريچه‌اي جديد با نقش و كاركردهايي نو براي عاشق و معشوق است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;«بهانه مگير/ بگذار بگويم چرا كلاغ‌ها عاشق نمي‌شوند/ سياه مي‌پوشند.( »ص34)‌&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;«هنگام آمدن/ باران مي‌آورم/ چتري كه لبريز تشنگي است.( »ص35)‌&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;دو سطر بالا هر دو از شعر «بهانه» انتخاب شدند كه ادامه آنها، تلاشي براي رسيدن به دريچه‌اي نو در مفهوم عشق است. چرا كه نه تنها اجزاء به قصد آشنايي‌زدايي در كنار هم قرار مي‌گيرند، بلكه اشياء و هر آنچه در اطراف انسان است واسطه‌اي مي‌شوند تا بيان عشقي انساني صورت گيرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;اما در ارتباط با زبان شعرها بايد گفت شاعر در دفتر اول زباني ميانه دارد. نه ساده‌ انگارانه به زبان مي‌نگرد و نه پيچيده و همراه با شكست‌هاي نحوي و واژگاني. هارموني در موسيقي زبان ديده مي‌شود و اين ويژگي‌ها به همراه تمايل به احساس و عاطفه حداقل ارتباط مخاطب را با اثر ممكن مي‌سازد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;اما بزرگ‌ترين چالشي كه اشعار مجموعه چوپان كلمات در دفتر دوم با آن روبه‌روست، چالش زباني است. زبان به مثابه تماميت شعر مد نظر است نه صرفا وجه بيروني و شكل فيزيكي كلمات. زبان مجموعه‌اي از وجوه بيروني و دروني است كه در نگاهي كلي‌تر هر آنچه در يك شعر مطرح مي‌شود را مي‌توان در اين مقوله بررسي كرد. اشعار اين دفتر بسيار ساده و گاهي اوقات حتي به دور از صنايع ادبي كه در شعر فارسي سابقه ديرينه دارند سروده شده‌اند. سادگي اشعار از جنس سهل ممتنع بودن نيست از جنس نثروارگي است. اولين نكته ايجاز در زبان است. ايجاز وقتي به شكلي مناسب در اثر حضور داشته باشد، مانند تيشه مجسمه‌سازي عمل مي‌كند كه به اندام شعر شكل مي‌بخشد. عصري كه انسان نهايت وسواس را به كار مي‌گيرد تا از كمترين مصالح بيشترين منفعت را كسب كند و مباحثي همچون اقتصاد كلمه در شعر طرح مي‌شود شاعر مجموعه «چوپان كلمات» بهره كمي از اين تكنيك برده و همين مساله باعث شده هر آنچه كه در شعر سپيد به عهده مخاطب گذاشته مي‌شود تا دريابد و لذت ببرد شاعر خود در اختيار او قرار دهد. شايد بتوان گفت پنجه‌اي در دفتر دوم بيشتر دچار تصنع شده است و كوشش در جهت ايجاد صداهاي گوناگون يا به تعبيري فضاي پلي‌فوني كردن شعر ضربه زيادي به كليت آثار زده است. تكنيك به مثابه استخوان كه شكل‌دهنده اندام هر آدمي است بايد زير گوشت و پوست اثر قرار گيرد. تكنيك‌زدگي و تصنعي عمل كردن در اثر هنري مانند برآمدن استخوان از زير پوست است چرا كه نه‌تنها به انسان شكلي زيبا نمي‌بخشد، بلكه هيبتش را دچار نقص و آسيب مي‌كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;«نمي‌دونم از كجا خاك مي‌ياد/ دستمال به سر مي‌بندد/ دستمال به دست مي‌گيري / از اين اتاق به آن اتاق/ هزار بار به بابات گفتم كنار خيابون خونه نگيره/ پنجره رو به خيابون اين مصيبت‌ها رو هم داره...( »ص46)‌&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;به سطرهاي بالا كه نگاه كنيم، جداي از مقوله ايجاز، متن در اجزاي خود دچار شاعرانگي نيست. يعني اگر ما اتفاق شاعرانه را در دو صورت متصور شويم در هر دو فرض متن براي اثر هنري شدن باز مي‌ماند. چراكه در درجه اول اجزاي اثر هستند كه آغشته به شعر مي‌شوند و كلمات با دقت و وسواس همراه با ذهنيتي شاعرانه در كنار هم مي‌نشينند و در وجه دوم اتفاق فراتر از اجزاء در كليت يك متن رخ مي‌دهد و به تعبيري ايجاد فرمي نو و تازه (فرمي درست) متن را تبديل به شعر مي‌كند كه باز در اين صورت نمي‌توان اجزا را تهي از شاعرانگي در نظر گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-471.aspx&quot; target=_blank&gt;نقدي لادن نیکنام بر دفتر شعر &quot;چوپان کلمات&quot; سروده ی &quot;مزدک پنجه اي&quot;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://pezeshkangil.com/?p=346&quot; target=_blank&gt;در ستایش از شعرهای مزدک پنجه ای&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-469.aspx&quot; target=_blank&gt;یادداشتی بر مجوعه شعر&quot;چوپان کلمات&quot;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-468.aspx&quot; target=_blank&gt;یادداشتی بر مجموعه شعر چوپان کلمات&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-466.aspx&quot; target=_blank&gt;متاسفم ما کتاب شعر نمي پذيريم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-465.aspx&quot; target=_blank&gt;پشت ویترین کتاب فروشی های رشت&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;****جهت تهیه ی این مجموعه شعر می توانید به کتاب فروشی های زیر مراجعه فرمایید****&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱- کتاب فروشی نصرت - رشت - خیابان علم الهدی(شهرداری)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲-کتاب فروشی امیر کبیر- رشت -خیابان علم الهدی(شهرداری)- زیر پاساژ فاتحی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳- کتاب فروشی بدر- رشت - خیابان مطهری- رو به روی خیابان حاجی آباد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴- کتاب فروشی طوس- تهران - میدان انقلاب- اول خیابان دانشگاه&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵- کتاب فروشی اختران-  تهران - میدان انقلاب&lt;/P&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-466.asp&quot;&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=textText dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 15:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=472</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-472.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدي لادن نیکنام بر دفتر شعر &quot;چوپان کلمات&quot; سروده ی &quot;مزدک پنجه اي&quot;</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-471.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE id=NewsItem style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed&quot; cellSpacing=1 cellPadding=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: #9a0000; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;A name=164351&gt;&lt;/A&gt;                                                                   پرنده يي روي شاخه ها &lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; noWrap align=right height=10&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#008080&gt;&lt;IMG height=229 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-08-12/n06.jpg&quot; width=350 align=absMiddle&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=150 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-08-12/niknam.jpg&quot; width=100 align=left&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-08-12/253.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;روزنامه ی اعتماد - لادن نیکنام:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; با خواندن اولين شعر دفتر «چوپان کلمات» سروده «مزدک پنجه يي» به خود مي گوييم شاعر ما و جهان را مخاطب خويش قرار داده و از جايي محکم و استوار با لحني درخور مي خواهد تکليف خودش را با پديده هاي دور و برش مشخص کند. وقتي سراغ آدم هاي مريخي مي رود و مي گويد من تسليم شده ام، دارم دستمال سفيد تکان مي دهم. البته او فعل ها را جمع بسته است. او از قول زمينيان حرف مي زند ولي بيشتر به دليل لحن شعر، و حالت نيز حالت خطابي اش گويي اين «منً» وسعت يافته و گسترده شاعر است. مهم اين است که او «آدم هاي مريخي» را مورد خطاب قرار مي دهد. يعني از همين سطر اول وارد حوزه خيال مي شود. مريخ در کار نيست. مساله مريخي بودن است. مساله لشگري از آدم هاي قدرتمند است که او با قدرت به آنها اعلام مي کند تسليم شده است. اين پارادوکس زيبا سطح توقع ما از شعر را بالا مي برد و هر چه در اين دفتر جلو مي رويم، مي بينيم انواع لحن ها، تقطيع ها، اجراها و لحن ها ديده مي شود. شاعر شبيه پرنده يي است که بر سر شاخه هر درختي نشسته و ساز تازه يي کوک مي کند گاه در يک شعر هم لحن عوض مي کند به خصوص وقت هايي که از ديالوگ براي ادامه شعر استفاده مي کند. او به هيچ قراردادي پايبند نيست اما آنچه مشهود است اينکه با تمام تکنيک هايي که اجرا مي کند و قدرت نمايي هايي که شاهدش هستيم هرگز از معنا در شعر غافل نيست. همچنان که در شعر اول دفتر به آدم هاي مريخي مي گويد سخاوتمندانه، آب اگر داريد کنار بگذاريد، ما نان مي آوريم. در شعرهاي ديگرش هم از معناهايي تامل برانگيز غافل نيست. گويي او تمام لحن ها و سبک ها را مي آزمايد تا سرانجام آن معنا و مفهوم نهان در ذهنش را با خود و ما در ميان بگذارد. اولاً فريفته بازي با کلمات نمي شود. بازي ها را به موقع تمام مي کند و به جوهره شعر توجه نشان مي دهد و دوماً از ارزش امکان هاي گوناگون غافل نيست. يکي از تاثيرگذارترين شعرهاي اين دفتر «راهپيمايي» است که به مرد صلح تقديم شده است. در اين شعر او صادقانه از حس خود نسبت به يک حرکت نمادين و طاقت فرسا به ما اطلاعات مي دهد. جلوتر تصويرها کنار هم قرار مي گيرند تا در ادامه حس بند قبل به شما تلنگر جدي تري بزنند. مثل خيلي از شعرهاي اين دفتر چند سطري وجود دارد که گويي از جايي ديگر از جنسي ديگر به شعر وارد مي شويد. يک صداي تازه، حرف تازه يي مي زند که بايد با خيال خود آن را به پيکره شعر وصل کنيد و سرانجام در سطر آخر به سادگي مي گويد؛ «تو راه مي روي/ در خلوت به تو فکر مي کنم.» اکثر شعرهاي مزدک پنجه يي با اندکي تفاوت از ساختاري اينچنين برخوردارند. چند سطر نخست کوبنده است و تاثيرگذار يا به واسطه تصويرهاي ماندگار در ذهن يا لحن خطابي يا بازي هاي زباني هدفمند و بعد نوبت مي رسد به تصويرها که تکميل کننده فضاي ساخته شده اند. در ميانه ها همان بندهاي منفصل از پيکره شعر با صدايي که مناسبتي با فضاي کلي ندارند، شبيه جمله هاي معترضه، يک نفر غير از شاعر به شعر نزديک مي شود. ميزان اين نزديکي را خيال شما تعيين مي کند و سرانجام در پايان بندي شاعر به معنا بازمي گردد. او هرگز از ارزش آنچه پس سطرها بايد نهفته باشد، غافل نيست. مثلاً در شعر «علف هاي هرز» شعر با يک تصوير ساده و زيبا و تکان دهنده آغاز مي شود. جلوتر که مي روي ديالوگي از جنس ديگر وارد متن مي شود. اين شعر با چند صدا در قالب تصوير و ديالوگ متداوماً پيش مي رود؛ «...صداي تو مي آيد/ صداي شلاق بر صورت آسمان/ مي شنوي؟/ - عيبي نداره خدا بزرگه، نترس/...» (صفحه 51) در اين شعر شاعر با خود به گفت وگوي ساده يي نشسته است. اما خود ديگر شاعر با آن منً شاعر تفاوت نگاه دارد. تضاد دو نگاه در اين شعر به خوبي ساخته مي شود، نه به واسطه لحن که به دليل نشان دادن جهان از دو پنجره گونه گون. شعرهاي بخش دوم برخلاف بخش اول که بيشتر تغزلي اند، شعرهايي هستند با فرم هاي ساختاري متنوع و مضامين هستي شناسانه. در اين شعرها صداي انسان هاي گوناگون ديده مي شود. در اکثر اين متن ها لحظه هايي از زندگي روزمره با تصويرهاي ساده روايت مي شوند اما بيشتر در قالب سطرهاي کوتاه. اصولاً يکي از خصيصه هاي شعر «مزدک پنجه يي» همين کوتاهي سطرهاي شعر است و فراواني فعل ها در همين سطرهاي کوتاه. جملات به شکل چکشي زير هم رديف مي شوند. صداها درهم مي آميزند تا فضايي متنوع و رنگارنگ ساخته شود. گويي «من»هاي زيادي در شاعر، در متن زندگي مي کنند که هر گاه به فراخور متني امکان حضور پيدا کنند، قابل توجه اند. «مزدک پنجه يي» جهان شعري اش را بر دو پايه استوار ساخته است؛ يکي توجه به تجربه هاي شخصي و انساني و ديگري دقت در هستي و اخبار و اطلاعات محيط پيرامونش. از امتزاج اين دوگونه است که شعر او به شکل کاملي درمي آيد. در اين دفتر اين شعرها کاملاً تفکيک پذيرند. گويي خودش آگاهانه يا ناآگاهانه مرزي کشيده ميان اين دو نوع شعر.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حتي اين حالت در فرم ها و اجراها خود را نشان مي دهد، مثلاً با وجود زيبا بودن شعر اول اين مجموعه چرا ما صداي آدم هاي مريخي را نمي توانيم بشنويم؟ او که در نيمه دوم کتاب فرصت بسيار فراهم آورده تا تمام صداها لااقل گاه در حد يک جمله شنيده شوند، مي توانست به قدر يک خط هم به آدم هاي مريخي فرصتي بدهد تا صداي خود را به گوش ما برسانند. شايد مي گفتند؛ «ما نان حلال مي خوريم... مثلاً... يا پاياني ديگر با مفهومي ديگر ساخته مي شد. اين مرزبندي ها از کجا ناشي مي شود؟ شايد هم چيدمان شعرهاي اين دفتر از ابتدا بر اين اساس بوده که در نيمه نخست بار تغزل بيشتر باشد و در نيمه دوم بار انديشه هاي انساني و دغدغه هاي متنوع بشر امروز در مواجهه با جهان و تمام شگفتي هايش. در بخش دوم هر چه هست، آزادتر بودن خيال و انديشه شاعر است. او به خويشتن بيش از هر چيز ديگري وفادار است و به مشاهدات و تجربه هاي ديگران هم ارج مي نهد. اين شعرها شايد با سليقه پاره يي از مخاطبان همخواني نداشته باشد، اما به لحاظ تجربي آثار درخوري هستند. نوع مونتاژ تصاوير و صدا گاه مخاطب را به ياد تکنيک هاي مدرن در سينما مي اندازد و گستره هاي زباني را که شاعر با آن آشناست، به رخ مي کشد. تقطيع بندها يا سطرها بيشتر به نظر مي رسد براي جلوگيري از فرو رفتن در گرداب سانتي مانتاليسم بوده و خواسته مخاطب خود به جاي شاعر درگير شود. البته براي پاره يي از درگيري ها نياز به مخاطبي است که با تنوع فضاها همگام بوده باشد. اگر جايي حس مخاطب عقب تر از شعر مانده باشد، شعر «پنجه يي» دچار مشکل جدي خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;IMG height=153 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-08-12/n020.jpg&quot; width=100 align=left&gt;&lt;BR&gt;ولي نمونه درخشان شعر اين دفتر که به نظرم به روايت هم بسيار نزديک است و در عين حال احساس مخاطب و شاعر همزمان درگير آن مي شود، شعر بلند «مادر» است. شعر بسيار ساده آغاز مي شود؛ «با کمي چاي و/ سيگار آغاز مي شود/ - زندگي-/ با ترانه يي از راديو به آشپزخانه مي روم/ هميشه نيست/ در اتاق خود هستم/ پدر هميشه نيست/ در اداره هستم...» اين شعر به يک خانواده- خانواده يي که بسيار شبيه جمع هاي خانوادگي آشناي ذهن همه ما است- به حضور بي رنگ اما اثرگذار يک مادر اشاره دارد. تاثير يک مادر بر حضور پدر و پسر يا دختر خانواده. همه چيز در اين شعر ساده روايت مي شود. روح «منً» شاعر در اين شعر سيال است. به همه جاي خانه سرک مي کشد. بيشتر شبيه يک دوربين روي دست است. تصويرها گاهي فلو مي شوند. گاه واضح، گاهي آشنا، گاهي ديرباور. چاي و سيگار ترجيع بند اين فضاست. فضايي که در خانه يي ساده ساخته مي شود در جهت بي رنگ کردن مادر پيش مي رود. زن حذف مي شود. نه... ماجرا به اين سادگي ها نيست. در اين حذف يک بزرگنمايي، آگرانديسمان عظيم نهفته است؛ اين همه ديدن ديده نشدن ها نشان از نقش يک زن دارد؛ زني که هويتي ايراني دارد. و شايد هويتي شرقي. (هر چند چندان تفاوتي ميان سرشت زنانه در شرق و غرب قائل نيستم) شاعر به زيبايي از تکنيک روايت مدد مي گيرد تا بتواند از آنچه ديده نمي شود، تصويري بزرگ فرارويمان قرار مي دهد. در اين شعر پدر در کنار «منً» شاعر مثل عناصري هستند که بايد باشند و بودن شان عادي است اما ناديده بودن مادر است که اهميت دارد. ارائه و اجرايي چنين مدرن از بستر يک خانواده آشنا با اين مهارت جداً دريادماندني است و مهم تر اينکه شعر را هر لحظه سقوط به داستان کوتاه تهديد مي کند و آنچه نجاتش مي دهد، همان دوربين روي دست، تصاوير درهم شده و نگاه مغشوش شاعر است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر در باقي شعرهاي بخش دوم شاعر در حجمي اينچنين به مضامين و فضاهاي موردنظر فردي پرداخت، بي ترديد حاصل کار درخشان بود. گويي اينجا هيچ عجله يي براي به پايان بردن شعر نداشته و در جاهاي ديگر خواسته هر فضايي، صدايي، تصويري را در کوتاه ترين شکل ممکن به فضاي ديگر پيوند زند. اضافه کنم يادمان باشد آن جمله هاي معترضه هم در پرش فکر ما به سوي ديگر نقش بسزايي دارند. گاهي بارها اين سطرها را مي خوانيم تا به کارکرد فرمي و معنايي شان آگاهي پيدا کنيم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طرفه آنکه اين دفتر سطح توقع مخاطب را از «مزدک پنجه يي» بالا مي برد. او از انواع زبان ها، امکان ها و اجراهاي شعري آگاه است. مهم تر اهل تجربه کردن است. شعر را فرصتي براي رمانتيک ديدن يا سوز و گدازهاي شخصي و مظلوم نمايي نمي داند. او به واقعيت بيروني توجه دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به ارزش هاي عينيت پي برده است. همين سطح توقع را بالا مي برد. حالا چه در شعري که به شکل گرافيکي از اتوبوس مسافربري ارائه داده، چه در قالب شعري که نامه يي است به پدرش. شبيه آشپزي است که نمونه يي از غذاي ملل را در پيشخوان خود گذاشته و ما را به خواني رنگارنگ دعوت مي کند. به نظر مي رسد يا بايد آنقدر توانا باشد که بر تمام چاشني ها به شکل تخصصي مسلط باشد يا بر گونه يي از چاشني ها تمرکز کند و در آن به مرتبه اعلاي اجرا برسد. باز هم مي گويم مهم اين است که شاعر دفتر «چوپان کلمات» از تجربه کردن هراسي ندارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نشر فرهنگ ايليا 1388&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1955392&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;یادداشتی بر این مجموعه(چوپان کلمات) در روزنامه ی دنیای اقتصاد&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-466.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://pezeshkangil.com/?p=346&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;معرفی چوپان کلمات در سایت انجمن پزشکان گیل&lt;/FONT&gt; &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-468.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;یادداشتی بر مجموعه شعر چوپان کلمات&lt;/FONT&gt; &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-465.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پشت ویترین کتاب فروشی های رشت&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;****جهت تهیه ی این مجموعه شعر می توانید به کتاب فروشی های زیر مراجعه فرمایید****&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱- کتاب فروشی نصرت - رشت - خیابان علم الهدی(شهرداری)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲-کتاب فروشی امیر کبیر- رشت -خیابان علم الهدی(شهرداری)- زیر پاساژ فاتحی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳- کتاب فروشی بدر- رشت - خیابان مطهری- رو به روی خیابان حاجی آباد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴- کتاب فروشی طوس- تهران - میدان انقلاب- اول خیابان دانشگاه&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵- کتاب فروشی اختران-  تهران - میدان انقلاب&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 05:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=471</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-471.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکذیب می کنم</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-470.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پای هیچ بیانیه ای امضای من گواه نیست. باور کنید من پای هیچ بیانیه ای امضا نکرده ام، دوستان معرفت را رعایت کنیم، بدون آگاهی آدم ها امضای شان را جعل نکنیم و پای عقاید خود نگذاریم. بنابراین من پای هیچ بیانیه ای امضا نکردم چه تحریم جوایز غیر دولتی چه دولتی.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 15:29:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=470</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-470.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشتی بر مجوعه شعر&quot;چوپان کلمات&quot;</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-469.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوست عزیز سروش محبوب یگانه که این روزها در حال سپری کردن اوقات خدمت سربازی است یادداشتی بر مجموعه شعرم &quot;چوپان کلمات&quot; نوشته که در زیر آن را از نظر می گذرانید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;سروش محبوب یگانه: &lt;/STRONG&gt;کتاب &lt;B&gt;چوپان کلمات &lt;/B&gt;مجموعه ای از شعرهای مزدک پنجه ای است که شامل دو دفتر &lt;B&gt;سنگ پشت&lt;/B&gt; و &lt;B&gt;چوپان کلمات &lt;/B&gt;می باشد. این کتاب در هفتاد صفحه توسط نشر &lt;B&gt;فرهنگ ایلیا &lt;/B&gt;در شهریور هشتاد و هشت وارد بازار کتاب گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;IMG class=&quot;alignleft size-full wp-image-2562&quot; title=&quot;چوپان کلمات&quot; style=&quot;WIDTH: 113px; HEIGHT: 153px&quot; height=136 alt=&quot;چوپان کلمات&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.es-haghi.com/wp-content/uploads/2009/10/da86d988d9bed8a7d986-daa9d984d985d8a7d8aa.jpeg&quot; width=91 align=textTop border=0&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دفتر اول شامل دوازده شعر با زبانی ساده است که حدودن نیمی از آنها در فضایی عاشقانه شکل می گیرد. شاعر همیشه در درون آنها حضور دارد و گاهی این حضور را به زندگی امروز پیوند می زند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;هر بار می گویم دوستت دارم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;بیش از پیش یاد پدر می افتم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;آب&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;برق&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;گاز&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;سررسید اجاره ای که همه چیز&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;از خاطرش برده است&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; در بقیه شعرهای این دفتر مزدک پنجه ای با استفاده از موضوعات آشنا با ذهن مخاطب فضاهای جدید شعری می آفریند. خواه روایتی از میرزای جنگل باشد یا قصه ای چاپ شده در کتاب فارسی سال های دبستان.&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;1&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;گرگ بودم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;تمام جنگل با من بود&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;سرد بود کوهستان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;روی یال های البرز&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;باد ماژلان را نشان می داد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;سری که برعکس جنازه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;در مسیر جنگل بود&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;2&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;پرواز می کنی&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;در آسمان ما&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;با بال های ما&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;خانه به دوش&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;. . .&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;لعنت به دهانی که&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;بی موقع باز . . .&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; دفتر دوم سیزده شعر را در خود جای داده است. زبان شعرها ساده است اما از لحاظ فضای کار در اکثر شعرها نوعی چند صدایی منسجم دیده می شود. این صداها در لا به لای صدای اصلی شعر ایفای نقش می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;وقتی گفتم دوستت دارم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;می دانستم شمارش معکوس را آغاز کرده ام&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;روزی درهای باز را بستند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;حصار کشیدند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;-   پای این آبادی بنویسید&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;    به مهمانی خدا رفته&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;    میوه ممنوعه هم نداریم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;-  ببین اینجا رو طوری باید بگی که تماشاچی کپ کنه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; در باقیمانده شعرهای این دفتر با ابتکارات جالبی رو به رو هستیم. هر چند شعر &lt;B&gt;اتوبوس&lt;/B&gt; را شخصن نمی پسندم. اتوبوسی که اجزای آن تبدیل به کلمه شده چیزی بیشتر از همان اتوبوس را منعکس نمی کند. اما شعرهای &lt;B&gt;چوپان کلمات&lt;/B&gt; و &lt;B&gt;نامه&lt;/B&gt; و &lt;B&gt;بازی&lt;/B&gt; در نحوه بیان و زیرساخت دچار نوآوری هستند که تنها از خوانش کامل آنها  قابل دسترسی می شوند. &lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;از: چوپان کلمات&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;به: پیامبر کوچک&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;موضوع: حبیب&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;کوه ها از ارتفاع نمی ترسند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;به زمین نمی خوری&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;مطمئن باش &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 06:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=469</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-469.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشتی بر مجموعه شعر چوپان کلمات</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-468.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوست عزیز، سرکار خانم مریم اسحاقی که علاوه بر طبابت دستی بر قلم نیز دارد؛ یادداشتی بر مجموعه شعر &lt;A href=&quot;http://nashreilia.com/BookDetail.aspx?ISBN=978-964-190-056-6&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&quot;چوپان کلمات&quot;&lt;/FONT&gt; &lt;/A&gt; من نوشته است. علاقه مندان می توانید در &lt;A href=&quot;http://www.es-haghi.com/?p=2557&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ابنجا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; نیز این مطلب را از نظر بگذرانید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;IMG class=&quot;alignleft size-full wp-image-2562&quot; title=&quot;چوپان کلمات&quot; height=136 alt=&quot;چوپان کلمات&quot; src=&quot;http://www.es-haghi.com/wp-content/uploads/2009/10/da86d988d9bed8a7d986-daa9d984d985d8a7d8aa.jpeg&quot; width=91&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;اولین مجموعه شعر مزدک پنجه ای شاعر و روزنامه نگار و منتقد گیلانی منتشر شد. شعرها اغلب از سال ۸۰ سروده شده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;کتاب در دو دفتر سروده شده:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دفتر اول (سنگ پشت ) شامل ۱۲ شعر و دفتر دوم ( چوپان کلمات ) در برگیرنده ۱۳ شعر است. شعرهای دفتر اول، برخی جنبه ی تغزل و شاعرانه دارند. نظیر شعرهای وسوسه، معاشقه و هرزه ی دلم. برخی از شعرها جنبه اجتماعی دارند نظیرشعر« آب ونان» :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;«آهای&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آدم های مریخی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;سنگ نیندازید&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نمی بینید مگر دستمال سفید تکان می دهیم..»&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;شعر مسافر در این دفتر بن مایه فلسفی دارد: « شهاب سنگ ها که می گذرند از رویاها/ صبح در لیوان چای دهان می گشاید/.. به خود می آیم/ شب/ پر از مسافرانی می شویم / که یک دیگر را به مقصدی نامعلوم می بوسند. ( ص ۲۳ شعر مسافر)&lt;SPAN id=more-2557&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;دفتر دوم « چوپان کلمات » زبان شاعر دیگرگون می شود. شاعر زبان و اثر انگشت خودش را می یابد. کلمات روزمره زندگی وارد شعر می شوند : ظرف ها را می شویم/ رخت خواب ها را جمع می کنم/ استکان را از گوشه وکنار شعرها / به آشپزخانه می برم.( ص ۴۳ شعر مادر)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;برخی از شعرها را برای بار اول که می خوانی حس می کنی به ساختار و فرم توجه نشده، گویی شاعر به عمد مخاطب را در ورطه ی کلمات و زندگی روزمره می غلتاند و سادگی در آن موج می زند. اما در دوباره خوانی اندیشه ای پس آن لایه لایه بروز می کند.البته  گاه شاعر ناخودآگاه از موسیقی درونی شعر دور می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در شعر مهمان نیز دیالوگ های محاوره وارد شعر می شوند: هزار بار به بابات گفتم کنار خیابون خونه نگیره .( ص ۴۵ شعر مهمان ).&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در دفتر دوم استفاده از روش های داستان نویسی در شعرنظیر دیالوگ، حتا دیالوگ های محاوره بسیار بارز است: - از بغل دستی ات بگیر/ - از ما خانم؟/- آره شما .( ص ۳۹ شعر چوپان کلمات )&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;پا پیش می گذاری د رخواب هایم/ فراموش نمی کنم/ هنوز در خوابم/ - اول من/- نه اول من/ - دیروز تو اول بودی/ - تو رو خدا من اول باشم/ باشه اول تو. ( ص ۶۶ شعر بازی)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;در شعر بازی، شاعر طرحی از بازی لی لی در کتاب دارد که به عنوان یک نوع هنجار شکنی و برانگیختن حس نوستالژی مخاطب، کاری نو است. بازی با کلمات لی لی و لیلی  که شاعر به کودکی اش می رسد اتفاق جالبی است. شعر اتوبوس نیز به نوعی شعر مصور است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #993300&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;خلاقیت و نو آوری و زبان سهل و ممتنع مزدک پنجه ای درکتاب چوپان کلمات قابل تقدیر است و در آینده منتظر کارهای نو و پرباری از او هستیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1955392&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;یادداشتی بر این مجموعه(چوپان کلمات) در روزنامه ی دنیای اقتصاد&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://pj-m.blogfa.com/post-466.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;یادداشتی بر این مجموعه (چوپان کلمات) بر روزنامه ی گیلان امروز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 06:33:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=468</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-468.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه چیز درباره ی برنده ی نوبل ادبی 2009&quot;هرتا مولر&quot; </title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-467.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 507px; HEIGHT: 319px&quot; height=354 src=&quot;http://www.dn.se/polopoly_fs/1.969864.1254988279!image/1984910866.jpg_gen/derivatives/article-landscape/1984910866.jpg&quot; width=590&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خانم مولر که در سال 1953 در رومانی به دنیا آمد به دلیل توصیف های خود از شرایط سخت دوران حکومت نیکولا چائوشسکو شهرت یافته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آکادمی سوئد که جایزه را به او اعطا کرد از نظم و نثر وی تجلیل کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خانم مولر در یک خانواده آلمانی تبار در رومانی رشد یافت و مادرش پس از جنگ جهانی دوم توسط نیروهای نظامی شوروی به یک اردوگاه کار اجباری اعزام شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خانم مولر به دلیل عدم همکاری با پلیس مخفی حکومت چائوشسکو در در دهه 1970 شغل دولتی (معلمی) خود را از دست داد و سپس در سال 1987 به آلمان مهاجرت کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اولین مجموعه داستان کوتاه او که در سال 1982 به زبان آلمانی انتشار یافت در رومانی سانسور شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آثار اولیه خانم مولر برای انتشار به خارج از رومانی قاچاق می شدند، اما او بعدا چندین جایزه ادبی از کشورهای مختلف در اروپا دریافت کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هرتا مولر در سال 2005 کتاب &quot;شاه تعظیم می‌کند و می‌کشد&quot; را درباره اختناق موجود در رومانی منتشر کرد. این کتاب شامل نه مقاله انتقادی علیه حکومت چائوشسکو و تجربیات فردی وی است. این کتاب به بیست زبان دنیا ترجمه شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خانم مولر در آلمان به تدریس در دانشگاه پرداخت و از سال 1997 عضو آکادمی زبان آلمان بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کتاب &quot;سرزمین گوجه‌های سبز&quot; از دیگر آثار خانم مولر، توسط غلامحسین میرزا صالح به فارسی ترجمه شده و توسط انتشارات مازیار در ایران منتشر شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پتر انگلوند، سخنگوی آکادمی نوبل هنگام اعلام خبر برنده جایزه نوبل ادبی 2009 گفت &quot;مطالعه آثار هرتا مولر نیاز به توجه و دقت دارد. او آدمی است که از واژه‌های سخت استفاده می‌کند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این عضو آکادمی نوبل ضمن اینکه در سخنان خود، هرتا مولر را یک نویسنده قدرتمند با سبکی عجیب اعلام کرد، پیشنهاد داد خبرنگاران حاضر در جمع، کتاب &quot;امروز می‌خواهم خودم را ملاقات کنم&quot; را بخوانند و ادامه داد &quot;هرتا مولر با نثری شاعرانه و بی غرض، فضای بی‌خانمانی را به تصویر می‌کشد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به برندگان جایزه ادبی نوبل مبلغ ده میلیون کرون سوئد نیز اهدا می شود. قرار است مراسم اعطا جایزه در استکهلم، پایتخت سوئد، انجام شود&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807160592&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;نگاهی به زندگی &quot;هرتا مولر&quot;برنده ی نوبل ادبی 2009&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;A href=&quot;http://www.rezaghassemi.org/goftegoo_20.htm&quot; target=_blank&gt;گفت و گو با هرتا مولر&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/Negaresh/2007.asp?@=103866&quot; target=_blank&gt;يادداشتي بر رمان سرزمين گوجه‌هاي سبز اثر «هرتا مولر»&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Oct 2009 17:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=467</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-467.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متاسفم ما کتاب شعر نمي پذيريم</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-466.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=3 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=middle&gt;&lt;IMG class=Aphoto height=211 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.magiran.com/ppic/3360/1905/30-13.jpg&quot; width=164 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=caption align=middle&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;   &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1955392&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;روزنامه ی دنیای اقتصاد&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;- یاسین نمک چیان:&lt;/FONT&gt; نگاه سوم- اولين مجموعه شعر مزدک پنجه اي، شاعر جوان گيلاني با عنوان «چوپان کلمات» منتشر شد.اين مجموعه گزيده اي از شعرهاي سال هاي 76 به بعد شاعر را دربر مي گيرد که در دو بخش با عنوان هاي «سنگ پشت» و «چوپان کلمات» تدوين شده است.&lt;BR&gt;    پنجه اي در اين مجموعه نشان داد که با درک تحولات شعر معاصر ايران به زبان خاص خود رسيده است و مخاطب با مرور هر شعر اين مجموعه به فضايي ويژه دست مي يابد. او سعي کرده با نگاهي ساده به دنيا نگاه بيندازد، اما پشت سادگي ظاهري شعرهايش پيچيدگي هاي قابل تاملي نهفته است. مزدک پنجه اي متولد سال 1360 است و در عرصه شعر و روزنامه نگاري حضوري فعال دارد. اولين کتاب او در روزهاي آخر تابستان با تيراژ1100 نسخه توسط نشر فرهنگ ايليا روانه بازار کتاب شده است. او در وبلاگ شخصي اش مي نويسد:بعد از ۳ سال انتظار خلاصه نوبت من شد تا پس از رفت و آمد بسيار کتابم مجوز نشر بگيرد. بماند که در اين بين چند بار نسخه پرينت کتاب در اداره کتاب مفقود شد و در هر بار پيگيري کارکنان اين اداره عنوان مي کردند به ناشر بفرماييد از نو بفرستد.حالاخدا را شکر کتاب منتشر شده است، با ناشر هماهنگ کردم براي جلوگيري از اتلاف وقت خودم اقدام به پخش کتاب در شهر رشت کنم.براي پخش کتاب امروز صبح از خانه زدم بيرون. به اولين کتاب فروشي سر راهم سر زدم. رفتم داخل و ۱۰ نسخه از کتاب را گذاشتم روي پيشخوان و به متصدي کتاب فروشي گفتم اين ۱۰ نسخه را به امانت براي فروش آورده ام. آقاي کتاب فروش تا فهميد مجموعه شعر است گفت متاسفم ما کتاب شعر نمي پذيريم.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 07:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=466</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-466.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پشت ویترین کتاب فروشی های رشت</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-465.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN id=imagecode style=&quot;VISIBILITY: visible&quot;&gt;&lt;IMG id=img_obj onmousewheel=zoomimg(this) style=&quot;WIDTH: 350px; ZOOM: 90%; HEIGHT: 452px&quot; onclick=adjustImage() height=517 alt=&quot;chopane kalamat.jpg&quot; onerror=showNullImg(this) src=&quot;http://avaxtm.com/out.php/i1546_chopanekalamat.jpg&quot; width=413 onload=adjustImage(1) border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روزنامه ی گیلان امروز- &lt;A href=&quot;http://ranjbar.pourmohsen.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;کوروش رنجبر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;:&lt;/FONT&gt; در هفته ای که گذشت کسانی که پشت ویترین کتابفروشی های&lt;SPAN id=imagecode style=&quot;VISIBILITY: visible&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; رشت برای تماشای کتاب می ایستند با چند عنوان کتاب جدید از شاعران و نویسندگان گیلانی رو به رو می شدند که یکی از این کتاب ها مجموعه شعری از مزدک پنجه ای ،شاعر و منتقد گیلانی است. مزدک پس از مدت ها فعالیت ادبی اولین مجموعه شعرش را با نام &quot;چوپان کلمات&quot; منتشر کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این کتاب مجموعه ی دو دفتر و ۲۵ شعر است که &lt;A href=&quot;http://www.nashreilia.com/BookDetail.aspx?ISBN=978-964-190-056-6&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;انتشارات فرهنگ ایلیا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; آن را در ۷۰ صفحه و با قیمت ۱۷۰۰ تومان در اختیار علاقه مندان شعر معاصر قرار داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مزدک پنجه ای شاعری است که به طور جدی به ادبیات و به خصوص شعر می پردازد. شعر &quot;مسافر&quot; را از این مجموعه با هم می خوانیم :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;مسافر&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; شهاب سنگ ها که می گذرند از رویاها &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; صبح در لیوان چای دهان می گشاید&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; پای می کوبیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دستور می شنویم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;می گرییم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گاه بر بال کبوتری سوخته اشک می ریزیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به خود می آییم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شب &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پر از مسافرانی می شویم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;که یک دیگر را به مقصد نامعلوم می بوسند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                                      ۱۶-۷-۸۴&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;****جهت تهیه ی این مجموعه شعر می توانید به کتاب فروشی های زیر مراجعه فرمایید****&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱- کتاب فروشی طاعتی- رشت - خیابان علم الهدی(شهرداری)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲- کتاب فروشی نصرت - رشت - خیابان علم الهدی(شهرداری)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳- کتاب فروشی امیر کبیر- رشت -خیابان علم الهدی(شهرداری)- زیر پاساژ فاتحی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴- کتاب فروشی بدر- رشت - خیابان مطهری- رو به روی خیابان حاجی آباد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵- کتاب فروشی طوس- تهران - میدان انقلاب- اول خیابان دانشگاه&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۶- کتاب فروشی اختران-  تهران - میدان انقلاب &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 13:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=465</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-465.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شعر مصور &quot;اتوبوس&quot; از مجموعه شعر &quot;چوپان کلمات</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-464.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بسیار سفر باید تا پخته شود خامی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;آینه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;کمک راننده   &lt;/FONT&gt;    &lt;/B&gt;       &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;    راننده&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر           مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مسافر مسافر مسافر مسافر مسافر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دنبالم نیا خودم اسیرم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;شعر &quot;اتوبوس&quot; از مجموعه شعر &quot;چوپان کلمات&quot;-چاپ نخست 1388- &lt;A href=&quot;http://www.nashreilia.com/BookDetail.aspx?ISBN=978-964-190-056-6&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;انتشارات فرهنگ ایلیا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 18:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=464</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-464.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توصیه ی کتاب فروش به شاعر: &quot;به جای شعر برو صنعت یاد بگیر&quot;</title>
<link>http://pj-m.blogfa.com/post-463.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد از ۳ سال انتظار خلاصه نوبت من شد تا پس از رفت و  آمد بسیار کتابم مجوز نشر بگیرد. بماند که در این بین چند بار نسخه ی پرینت کتاب در اداره ی کتاب مفقود شد و در هر بار پی گیری کارکنان این اداره عنوان می کردند به ناشر بفرمایید از نو بفرستد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حالا خدا را شکر کتاب منتشر شده است، با ناشر هماهنگ کردم برای جلوگیری از اتلاف وقت خودم اقدام به پخش کتاب در شهر رشت کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای پخش کتاب امروز صبح از خانه زدم بیرون. به اولین کتاب فروشی سر راهم که واقع در بیستون ِرشت است، سر زدنم. رفتم داخل و ۱۰ نسخه از کتاب را گذاشتم روی پیش خوان و به متصدی کتاب فروشی گفتم این ۱۰ نسخه را به امانت برای فروش آورده ام. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; آقای کتاب فروش تا فهمید مجموعه شعر است گفت متاسفم ما کتاب شعر نمی پذیریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پرسیدم خوب من چی کار کنم حالا؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گفت: به جای این چیزا برید صنعت یاد بگیرید شاید به دردتون بخوره.!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 13:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pj-m&amp;postid=463</comments>
<dc:creator>pj-m</dc:creator>
<guid>http://pj-m.blogfa.com/post-463.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
