تبليغاتX
سنگ پشت - نگاهی به شعرتوگراف، شعر دیجیتالی ، شینما و کانکریت
چهارشنبه 15 فروردین1386
نگاهی به شعرتوگراف، شعر دیجیتالی ، شینما و کانکریت

 

دیداری از شعر­های دیداری

 

مزدک پنجه­ای

 

ارتباط بصری در وسیع­ترین معنای خود پیشینه­ای طولانی دارد. تصاویری که بشر بر روی دیواره­ها و غارها نگاشته هر کدام دارای فلسفه­ی خاص ِخود است. در واقع هر کدام نماد و نشانه­ای از زندگی بشر در دوره­های مختلف تاریخی است. برخی از این نشانه­ها نمایانگر چگونگی شکار و حتی طرز جنگیدن با یک حیوان وحشی و برخی نیز نشان دهنده­ی چگونه ساختن ادوات جنگی است.

در واقع هر یک از این تصاویر در دنیای امروز واژه­ای شدند که کارکرد معنایی و محتوا­یی تازه­ای به خود گرفته­اند و نسل جدید توانسته از آن به عنوان ابزاری  برای انتقال معنا و مفهوم استفاده ببرد.

پس از این دوران بشر آموخت تا با استفاده از ابزار کلمه و تصویر یا نقاشی در معنا­ رسانی، بهتر عمل کند. از این رو خط در کنار تصویر (نقاشی) 2 عنصری به شمار آمدند که در انتقال معنا و مفهوم نقش به سزایی داشتند.

اما شاعر امروز با الگو برداری از تمدن و نمونه­های گذشته و نمونه­های شعری پیشینیان  ِخود با بهره جستن از ابزارهای دیداری ( عکس، تصاویر، نقاشی، گرافیک، نرم افزارهای تایپی رایانه­ای، ابزارهای نوشتاری و صدایی موبایل و ...) برآن شد تا جریان دیگری از شعر را پدید آورد که از آن با عنوان شعر دیداری، شعر کانکریت،  شینما، شعر­تو­گراف و شعر دیجیتالی یاد می­کنند.

وضیفه­ی اصلی این نوع شعر­ها فیزیکی کردن واژه­ها است و در واقع واژه­ها تصویری دقیق از معانی را در ذهن مخاطب به جای خواهند گذاشت .

شعر­های دیداری امروز برخواسته از نحوه­ی تفکری است که ریشه در شجره­نویسی­های قدیم دارد. شکل زبانی آن را می­توان در اشعار حافظ زمانی که از الف قامت (قد) صحبت می­کند به عینه دید و نیز در صنعت عکس که در شعر قدمایی پیشینه­ای دیرینه دارد.

برخی از منتقدین شعر­های دیداری امروز، آن را نو­آوری و بدعت گذاری جدید­ی
نمی­شمارند آنها بر این عقیده­اند که شعر دیداری امروز متأثر از جریان­های حاکم در خارج از کشور است و آن را به «آپولی­نر» ربط می­دهند. هرچند که رواج شعر دیداری در آثار «آپولی­نر» بر گرفته از «کالی­گرام» بود که در کشور فرانسه در آن زمان­ها ابتکاری جالب به شمار می­رفته است .

 

نمونه­ای از «کالی­گرام» اثر آپولی­نر (1)

 

طرفداران شعر دیداری نیز در دفاع می­گویند: «آپولی­نر» به لحاظ تحقیقات گسترده­ای که در شعر«مشجر» و «مطیر» فارسی داشته، توانسته با الهام از این نوع شعر­ها دست به سرایش چنین آثاری بزند.

« عمر خیام ، لبان ِ تو دیگر لب نیست

اینک ما سخن می­گوییم و می می­نوشیم

تا نامزدی گل و بلبل را جشن بگیریم »  (2)

 

نمونه ای دیگر:

« چرا در دل خاک فرو رفته­ای

و حال آنکه حتی زیر آسمان ِ این همه برای ما تنگ است

گل­ها هرگز اندیشه­های تاریک ندارند. »  (3)

در شعر معاصر نمونه­هایی از شعر دیداری را به عینه می­توان سراغ گرفت.

برای نمونه «اسماعیل شاهرودی» واژه­ی «پهنا» را این­گونه در ذهن مخاطب تداعی می­کند.

« من به  2.c57.jpg, hosted by TheImageHosting.com زمین / شکوه بودم /  تو / به 2.c57.jpg, hosted by TheImageHosting.com زمان /

 

اندیشیده بودی .» (4)

 

«شفیعی کدکنی» نیز شکل مرغان ِ ماهی خوار در حال ِ پرواز را این­گونه دیداری می­کند.

« بر موج­ها گریز ستیز ای  فرصت ِسبز / و مرغکان چیره­ی ماهی­خوار / 77 و / 7 و / فراوان 7 / و ...»(5)

 

برخی به مانند نصرت رحمانی هدف خود را از ارایه­ی شعر­های دیداری علاقه و اشتیاق فراوان به نقاشی عنوان می­کند و آن را نشأت گرفته از بحث ِ تکنیک و فرم می­دانند. به گونه­ای که هم­ او می­گوید: « یکی می­گوید کلمه باید« تنالیته» داشته باشد. من گفتم چرا باید فقط روی «تنالیته­ی» کلمات تاکید کرد، کلمه شکل دارد. پس علاوه بر گوش، چشم هم دارد. چه بسا چشم، بیشتر هم بتواند از گوش کمک بگیرد. »(6)

اما او تأکید می­کند که این بحث­ها تنها در تکنیک و فرم جریان دارد ... و کمی از آن
می­تواند شعر تلقی شود. او معتقد است:« شما هر ظرف زیبایی داشته باشید اگر در آن مظروفی جای نگیرد اسمش ظرف نیست. آن بقیه­ی اصلی، همان شور شاعرانه، همان حرف و پیام شاعرانه است که داری» (7)

هوشنگ ایرانی به تأسی از شاعران ِغربی در برخی از شعرهایش کارکردی دیداری به واژگان
می­دهد.

به شعر «!» در ابتدای کتاب«خاکستری» که در خرداد 1331 منتشر شده نگاه کنید.

 

«آیا

 

آ ، یا

 

«آ» بون  نا

 

«آ» ، «یا» بون  نا

 

آ اوم ، آ اومان ، تین تا ها، دیژدا ها

 

میگ تا اودان: ها

 

هوما هون: ها

 

    یندو: ها » (8)

 

 

یدالله رویایی می­گوید:« تا سال­ها پیش تکلیف شعر را تصمیم گوش تعیین می­کرد : ریتم، صدا، زنگ، حروف، قافیه و... حال نوبت چشم رسیده است. قرن فیلم است و فصل ِانتقام  ِچشم در شدتِ عبور ذهن از میان فاصله­های سه بعدی.» (9)

 چنان که «علی عبدالرضایی» و پس از آن «کورش کرم­پور» نیز خواستند ابزارهای سینما را به خدمت شعر بگیرند و از نگاتیو، عکس و ابزار­های تدوین در سینما به نفع شعر­های خود استفاده ببرند که در این میان علی عبدالرضایی «شینما» را مطرح کرد .

 3.6c8.jpg, hosted by TheImageHosting.com
 « هیچ نبردی را هیچ کی نمی­برد
هر دو
          می ... بازند
چرا به برخورد کسی نمی­روند؟ » (10)

 «تلفيق صنعت عكاسي به عنوان يك (دال) و نثر شاعرانه به عنوان يك ( مدلول ) ي براي خلق يك اثرِ مؤلف و إشاعه فرهنگ ضد روايت در بستري كه به فصل ِ مرگِ ايدئولوژي مي­انجامد خود مي­تواند فرمي ديگر گون بيافريند . فرمي كه در ذات خودش مي­تواند شاعرانه باشد و به يك حركت نظام­مند در بطن خود و كالبد خود اشاره كند. » (11)

 

                                     

نمونه­ای از  شینما­ی «کورش کرم­پور» (12)

 

نکته­ی مهم درباره­ی اشعار دیداری این است که سرایندگان این اشعار بیشتر از آنکه به فکر محتوا باشد در فکر ارایه­ی تکنیک هستند. و شاید بسیاری از این شعرها در ذات ِ خود ساختگی باشد. هر چند که به باور شاعرانی چون «رویایی» شعر برآمده از الهام نیست، او معتقد است: « هیچ وقت دستی از غیب نمی­آید به تو شعر تعارف کند، باید شعر را دعوت کنی ؛ باهاش تنفس کنی، ورزش بدهی، و این همان جادوگری است، حرفی، هدفی نیست، آدمی که زندگی می­کند همیشه حرف دارد، آدم اگر آدم باشد همیشه پر از حرف است، همیشه پر از حرف باید باشد، و حرف اگر حرف باشد جایش  پیش آدمی است که زندگی می­کند و آدم است. پیدا کردنش و ارایه­اش جستجو و دست افشانی نمی­خواهد. جستجو در فرم است در همان جادوی فریب است، دام گسترده است، زرق و برق است، به اشتباه افتادن است، به حیرت آمدن است، حیرت انداختن است. آن وقت چه طور می­خواهی به این همه نقش که می­زنیم اسمش را الهام بگذاری، واقعا ً حسش نمی­کنم، من که خودم شعر را دعوت می­کنم و ... »  (13)

در جایی دیگر نیز می­گوید: « مقداری از هر هنر ساختنی است و به عبارتی « صنعت »است ، نباید ساختن را ندیده گرفت. » (14)

در هر صورت شاعران این نوع شعر­ها روی لبه­ی تیغ راه می­روند. آنها از زبان دیداری بهره
می­جویند و قایل به محتوای دیداری هستند. از این رو اگر این اشعار قائم به ذات و از حس و شاعرانگی برخوردار نباشند مطمئنا ً تأثیرگذار نخواهد بود.

خاصیّت شعر­های دیداری در ارتباط مستقیمی است که با مخاطب برقرار می­کند. این ارتباط بسیار تنگاتنگ است. از این رو مخاطب باید نشانه­هایی که هر واژه بیان می­کند را بشناسد، چرا که از  طریق این نشانه­هاست که می­توان با محتوا درگیر شد.

شعر دیداری از «علی رضا پنجه­ای» با عنوان «مربع تنهایی» که می­توان آن را از  راست به چپ ، چپ به راست، ضربدری، ستونی، عمودی و ... خواند، نگاه کنید.

 

«

 

 

  کسی

 

    مرا

 

   صدا

 

   نزد

 

  نزد 

 

  صدا

 

   مرا

 

  کسی

 

  مرا  

 

  کسی

 

   نزد

 

  صدا

 

  صدا

 

   نزد

 

  کسی

 

  مرا

                          

 

 

 

 

 

                       

                                                    

 

                                                                                      » (15)

 

 

و یا :

 

«.../ من آسمان بی­خدایی  که / تنها خدا می­داند روی زمین /

 

چگونه برهوتی هستم / و 5.010.jpg, hosted by TheImageHosting.comهایی 6.a45.jpg, hosted by TheImageHosting.com

 

مثل  7.03f.jpg, hosted by TheImageHosting.com های ولگرد / پی 8.2cc.jpg, hosted by TheImageHosting.comخون /  و

 9.2e1.jpg, hosted by TheImageHosting.comنمی داند / بی پدری / ربطی  به بی 10.807.jpg, hosted by TheImageHosting.com ندارد. »(16)

 

به نمونه­ی از شعر «سرباز فراری» مهرگان علیدوست­­راد  از مجموعه شعر «من و تو» توجه

کنید:

«.../ حالا شب­ها وقتی که ستاره­ها خبردار ایستاده­اند

 

                                تو بر سینه­ات اینجوری: 11.d53.jpg, hosted by TheImageHosting.com

 

 

                         خالکوبی می­کنی وُ اینجوری:   12.729.jpg, hosted by TheImageHosting.com

 

 

دلت برایش تنگ می­شود و ... / »(17)

 

و در ادامه می­آورد :

 

« .../ تفنگ را که به توان ِ تو برسانم 13.1e7.jpg, hosted by TheImageHosting.com

 

    روی این (+) مصلوب می­شوم

 

    و سرم به اندازه­ی صفر­های تو باد می­کند

 

    حالا هرچه قدر هم با این ( X ) ها پانسمانم کنی

 

    با این ( __ )

 

    پا از دایره­ی تو بیرون می­کشم. / » (18)

 

و  به نمونه­ای از شعر «مهرداد  فلاح» نگاه کنید :

 

15.aa4.jpg, hosted by TheImageHosting.com

 

نمونه­ای از شعر «کانکریت» (19)

 

شعر دیداری زبان ِ دیداری را برگزیده است. در واقع شاعران این نوع شعر­ها از ظرفیت ِدیداری واژه­ها استفاده می­برند .

سوسور می­گوید:«زبان نظامی از نشانه­هاست که عقاید را بیان می­کند» (20)

«سوسور» این را از زمانی بیان می­کند که آدمیان به یاری اشارات اندام­های بدن ، نظام پوشاک، نظام ِ خوراک، نظام­های نشانه­ای فرهنگی (از سیماچه­های «اقوام ابتدایی» تا نظام نقاشی تجریدی معاصر) یعنی با ابزار جدا از نوشتار و گفتار نیز با یکدیگر سخن می­گفتند. حال امروزه با آمدن رایانه، ابزار­های نرم­افزاری تلفن­های همراه (شعر دیجیتالی) و کلا ً چند رسانه­ای شدن، جهان ِشعر نیز جنبه­ی بصری و دیداری به خود گرفته است.

علیرضا پنجه­ای در این باره می­گوید: «اگر بخواهیم نقشی بنیادین برای مناسبات و ابزار­های راهبردی(استراتژیک) هر دوره­ای در پدیدآیی شکل نوین ارتباطات و تولیدات نشأت گرفته از آن قایل شویم باید اکنون که دوره­ی مطلق تأثیر انرژی مکانیکی پس از گذارندن آن به انرژی الکتریکی سپری شده و بسیاری از مناسبات روز مره بدون دخالت رایانه ، اینترنت و دستگاه­های دیجیتالی رنگ و بوی نوعی عقب­ماندگی از فرآیند برخورداری از تکنولوژی می­دهد، و از سویی دیگر این تغییر باعث تغییر ساخت اطلاع رسانی از کتابت به دیجیتال امکاناتی مانند برخورداری هم زمان با دیدن (متحرک) یعنی شنیدن را نیز میسور می­سازد و با توجه به اینکه در شکل دیجیتالی شما قادر هستید که بتوانید اشکال را به حرکت وا دارید. بنابراین در عرصه­ی خلق آثار ادبی و در این­جا شعر، ما با یک تحول بنیادین مواجه می­شویم که شکل ما در این فرآیند در آتی نزدیک شاهد تحولات اساسی در دنیای هنر و ادبیات خواهد بود و...» (21 )

به این شعر «دیجیتالی» توجه کنید :

«این روزها / در چشم  تو / این گونه­ام :   16.194.jpg, hosted by TheImageHosting.com(تصویر انیمیشنی که

 

حرکت چشم و دهن در شکل عادی و اخم و ناراحتی) /

 

بی  زیر 18.732.jpg, hosted by TheImageHosting.com نیم روز /در دست تو{

 

/ که آهنگی این چنین را 19.c84.jpg, hosted by TheImageHosting.com (شکل بلند گو که

 

آهنگی غمگین و عاشقانه را پخش می­کند) / و ...(22)

 

شاید یکی از کارکردهای این نوع شعر­ها خاصیت به ذهن­مانی طولانی مدت این اشعار و تصاویر در ذهن مخاطب باشد .

این نوع اشعار نگاه مدرنی به جامعه و پیرامون خود دارند این نوع  تفکر و وارد نمودن ابزارها­یی که بشر در طول شبانه روز از آن استفاده می­برد نمی­تواند عنصری نامطلوب و غیر شعری محسوب شود، چرا که پشت این نوع اشعار در هر صورت تفکری مدرن نهفته، تفکری که از گذشتگان به ارث رسیده است. اشعار دیداری وقتی وجوه نشانه­شناسی پیدا می­کنند باید دارای محیطی زبانی و محتوایی فعال باشند، چرا که خاصیت این شعر­ها در کارکرد این چنینی آن است.

«داریوش معمار» در مجموعه: «عاشقانه­های زنی که دوستش دارم»در صدد است تا کارکردی دیداری از واژگان شعر بگیرد.

 

«یکی ببرد این گربه را / تا حرکت کنم من / بی­آنکه نگران باشم مبادا20.c0c.jpg, hosted by TheImageHosting.com/

 

دوباره له شود زیر چرخ­های ماشین /  جمع کند این جنازه را یکی / تا من بتوانم دوباره

 

21.43c.jpg, hosted by TheImageHosting.com/

 

عاشقانه بگویم این همه شعرهایم را » (23)

 

ذهنیت «داریوش معمار» به گونه­ای در شعر نقش بسته که شکل دیداری، کلیّت شعر را در بر
می­گیرد. او سعی نمی­کند از ساختار دیداری واژگان شعر مانند شعر­های دیداری زیر
 بهره مند شود.

مانند شعر زیر :

«.../ من > از تمام 22.4cb.jpg, hosted by TheImageHosting.comدلتنگی­های جهانم / پر از صدای؟ بی­پاسخ /

 

 های  بی­آشیان و .../ » (24)

 

متاسفانه یکی از مشکلات شعر های دیداری در عدم رسانگی برخی اشکال و تصاویر است. چرا که این خود در محتوا رسانی نقش به سزایی خواهد داشت.

 

برای نمونه در شعر های «داریوش معمار» مخاطب به لحاظ کشمکشی که در فهم تصاویر خواهد داشت لذّت چندانی از شعر نخواهد برد. حال سؤالی که مطرح می­توان کرد این است که شاعر به عمد این تصاویر را این گونه نقاشی کرده یا ... اگر به عمد این گونه کشیده آیا خواسته عدم قطعیت به متن ببخشد؟ یا تفکر دیگری پشت این ایده نهفته است؟ هر چند که این نوع شعر­ها بخواهی یا نخواهی در ذات ِخود ، عدم قطعیت و تعمق چند باره را خواهد داشت.

در هر حال وقتی خاصیّت این شعر­ها (دیداری، کانکریت، شینما، شعر­تو­گراف، شعر دیجیتالی) ارتباط مستقیم و فهم پذیری آسان از تصاویر است. نباید اشکال و تصاویر را
آن­قدر مشوش کشید که مخاطب را به حدس و گمان بکشاند. چون فرم و شکل این نوع شعر­ها با شعر­های گفتاری که عاری از دیدار گونگی است، متفاوت است.

تا­کنون به این مقوله اندیشیده­اید که هنگام سرودن شعر­ی ابتدا شکل بسیاری از کلمات به ذهن تداعی می­شود و پس از آن خود کلمه برکاغذ نوشته می­شود.

آیا تا به حال سعی کرده­اید به کودکی که آشنایی چندانی با اشیاء پیرامون خود ندارد چیزی یاد بدهید و یا مادر کودک و اطرافیانش را دیده­اید که در صددند تا با عینی کردن شی در ذهن کودک یعنی نشان دادن آن و بعد به زبان آوردن نام شی به نوعی به کودک بفهمانند که مثلا ً این شکل استوانه­ای شیشه­ای که می­بینی نامش لیوان است .

رویکرد این نوع شعر­ها نیز به تعبیری همین گونه است. یعنی شاعران این شعرها رجوعی دوباره در ذات ِخود به کودکی­ها دارند اما رجوع آنها با نوعی عقل­گرایی همراه است که  به نظر، خاصه شعر­هایی این چنینی است.

اسپینوزا در نظری متفاوت معتقد است: « فردی رومی با اندیشیدن به واژه­ی pomum  [واژه­ی لاتین به معنای سیب] بی­درنگ به تصور میوه­ای می­رسد که کوچکترین شباهتی با این لفظ کلامی ندارد ... یک سرباز اگر روی شن رد پای اسبی را ببیند، بی درنگ از اندیشه­ی به اسب به تصور سلحشور و از این­جا به تصور جنگ و غیره می­رسد. بر خلاف او، یک دهقان از اندیشه­ی به اسب، به تصور خیش و کشتزار و غیره خواهد رسید. بدین سان هرکس بنا به عادتی که از نظم تصاویر دارد، از اندیشه­ای به اندیشه­ای دیگر راه می­یابد. » (25) 

تقی خاوری شاعر خراسانی درباره­ی شعر­های دیداری می­گوید: «اگر ابداعات ِشعری بر پایه­ی اصول باشد، جریان می­یابد. مثل کاری که نیما کرد. یا فرم ِشعر سپیدی که شاملو ارایه داد، و کارهای آنها در قلمرو شعر جاری شد که هر دو بر اقتضای ضرورت بود. حالا هم که شکل تازه و جدید علاوه بر وجه انتقادی، کمی هم باید با حسن نیت به قضایا نگریست.»
(26)

به باور نگارنده­ی این متن شعر­های دیداری می­تواند به عنوان یک جریان شعری مثل هزاران جریان شعری دیگر به حیات طبیعی خود ادامه دهد.

کورش کرم­پور در این باره می­گوید: « هيچ چيز نمي­تواند جاي خود ِ شعر را براي ماندگاري شعر بگيرد. اين روزها شعر به اين راحتي به دست مخاطب نمي­رسد. بايد فکري کرد. خُب من مي­آيم و تمهيدات رسانه­اي را براي جذب مخاطب گسترش مي­دهم. چيزي که تاکنون فقط روي جلد کتاب بوده را به کل کتاب مي­کشانم. منظورم طراحي جلد و مواردي­ست که بصري­اند. نقشه مي­کشم که مخاطب بيايد به سمت ِشعر. اين قضيه في نفسه ربطي به بازار کتاب شعر ندارد. هدف، رسيدن شعر به مخاطب است؛ شعر خواندن، نه شعر خريدن. »
( 27 )

 بنابراین گونه­های متفاوت شعری کمک خواهند کرد تا شعر و شاعران سبک­ها، فرم­ها، نحله­ها و شکل­های دیگری که با ابزار­ها و ظرفیت­های جدیدتری در عرصه­ی ادبیات مطرح می­شوند را تجربه کرد. شاید این فرآیند خود عامل مهمی برای بالغ شدگی شعر پس از نیما به شمار آید .

 

از این رو به نظر نباید جلوی مطرح شدن این­گونه جریان­های شعری گرفته شود چرا که اولا ً خود تاریخ وآیندگان ادبیات قضاوت­گران خوبی به شمار می­آیند و دوما ً اگر این اشعار و جریان­ها هدفمند و قایم به ذات نباشند دریای شعر هم چون خس و خاشاک آن­ها را پس خواهد زد.

 

پی نوشت :

1- هنرمندی ، حسن « بنیاد شعر نو در فرانسه » چ اول 1350 انتشارات ، کتاب فروشی زوار ص 516

2- همان ص 515

3- همان ص 516

4 دکتر حسن لی ، کاووس «گونه های نو آوری در شعر معاصر ایران» نشر ثالث چ اول 1383 -2200 نسخه- ص 233

5- همان ص 233

6- همان - ص 234

7- همان ص 234

8- همان ص 244

9- همان ص 239

10-  اینترنت - وبلاگ شخصی « کورش کرم پور » ، « ولد زن » جنگ شینما یا صارده از آبادان محمدی ، روح الله ( کتاب شینما ی علی عبدالرضایی )

11- همان

12- همان 

13- رویایی ، یدالله نشر مروارید چ اول 1357 -3000 نسخه ص 84

14- همان ص 83

15-  روزنامه­ی گیلان امروز( ضمیمه ی هنر و ادبیات « ...و ») «از شعر­تو­گراف تا شعر دیجیتالی ( من شاعر شعر دیجیتالی هستم ) » شماره ی 2 آذر 84 ص 10

16- پنجه­ای ، علیرضا ویژه­نامه­ی گیله­وا ( هنر و اندیشه ) « من شاعر شعر­تو­گراف هستم » تابستان 82 ص 31

17- علی­دوست­ راد ، مهرگان مجموعه شعر « من و تو » نشر شادمان چ اول زمستان 81 1000 نسخه ص 48

18- همان - ص 49

19-  هفته نامه­ی پگاه ( ویژه نامه­ی شعر و داستان پیشرو ایران ) دی 84 ص34

روزنانه­ی گیلان امروز ( ضمیمه ی هنر و ادبیات « ... و » ) همان ص 10

20 احمدی ، بابک « ساختار و تأویل متن » نشر مرکز چ اول -3250 نسخه ص 13

21- روزنامه­ی گیلان امروز( ضمیمه­ی هنر و ادبیات « ...و ») همان - ص10

22- همان ص10

23- معمار، داریوش مجموعه شعر « عاشقانه­های زنی که دوستش دارم » نشر پاندا چ اول 1384 1200 نسخه ص 63

24- پنجه­ای ، علی رضا   گیله­وا (ویژه نامه­ی هنر و اندیشه ) همان - ص 31

25- احمدی ، بابک «ساختار تأویل متن » همان ص 16

 26- خاوری ، تقی   گیله­وا ( ویژه ی هنر و ادبیات )   سخنی چند درباره­ی « شعر­تو­گراف »- پاییز ( آبان ) 82 - ص 22 و 23 . 

27- کرم­پور ، کورش اینترنت ( وبلاگ ) همان

 

 

 

 

رشت مهر 1385

 

نوشته شده توسط مزدک پنجه ای در 1:56 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب